انستیتوت مطالعات جنگ و صلح پاکستان گزارش داده که پاکستان در ماه مارچ امسال شاهد بیشترین حملات تروریستی نسبت به ۱۰ سال گذشته بوده است.
طبق آمار این اندیشکده، در ماه مارچ امسال دستکم ۲۲۸ نفر به شمول ۷۳ نیروی امنیتی، ۶۷ غیرنظامی و ۸۸ شبه نظامی در حملات شورشیان در پاکستان کشته و ۲۵۸ تن دیگر به شمول ۱۲۹ نیروی امنیتی زخمی شدهاند.
روزنامه دان گفته که از ماه نوامبر ۲۰۱۴ به این سو، این اولین بار است که تعداد حملات شورشیان از ۱۰۰ حمله عبور میکند.
به این ترتیب، ناامنیهای مرگبار و خونین ماه مارچ در پاکستان رکورد ۱۰ ساله را جابهجا کرد و این نشان میدهد که پیامدها و نتایج سیاستهای ضد امنیتی پاکستان علیه افغانستان که در طول دهها سال گذشته همواره ثابت بوده، اکنون معکوس شده و پیکان ناامنیهای هدفمند آی اس آی علیه افغانستان به سمت خود پاکستان کمانه کرده است.
ناامنیهای جاری در پاکستان، ابعاد و زوایای گوناگونی دارد. یکی از مهمترین آنها این است که سیاستهای داخلی دولتمردان پاکستان برای تامین امنیت، استقرار آرامش و مقابله با هستههای ناامنی در آن کشور به طور کامل شکست خورده و دولت به رهبری شهباز شریف که از حمایت همه جانبه و قوی ارتش و سازمان جاسوسی برخوردار است در برابر اقدامات عملگرایانه تروریستهای ضد پاکستانی که برای برقراری نظام به اصطلاح «اسلامی» در دست کم بخشی از سرزمینهای شمالی این کشور تلاش میکنند ناکام و ناتوان بوده است.
این همان چیزی است که طالبان نیز همواره در پاسخ به اتهامات مکرر مقامهای پاکستانی مبنی بر حمایت رژیم طالبان از گروههای تروریستی بیان میکنند. طالبان میگویند که ناامنی در پاکستان، مشکل داخلی آن کشور است و دولتمردان پاکستانی، جنرالهای راولپندی و سازمان جاسوسی آن نباید مسئولیت خود را بر دوش دیگران بگذارند و با طرح اتهامات واهی و بیبنیاد و حواله دادن منابع و کانونهای ناامنی و تروریزم به ورای مرزهای پاکستان، ناکامیها و ناتوانیهای خود را انکار کنند.
با این حال، هرگز نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که تروریستهای فعال در پاکستان از حمایت قدرتهای منطقهای و همسایگان این کشور نیز برخوردار هستند.
به عنوان نمونه، ارتش آزادیبخش بلوچستان که اخیراً اقدام به گروگانگیری صدها مسافر قطار جعفر اکسپرس کرد هیچگاه به تنهایی قادر به طراحی و اجرای این عملیات پیچیده نبود. به باور بسیاری از کارشناسان مسائل امنیتی، گروگانگیری قطار، حاصل یک برنامه پیچیده به کمک سازمانهای استخباراتی منطقهای و آموزش نیروهای محلی بود.
این عملیات ترکیبی که ممکن است نتیجه ماهها کار اطلاعاتی، برنامهریزی امنیتی و اقدام نظامی بوده باشد، فرای پیامدهای فاجعه بار و خونین آن برای نیروهای امنیتی و مسافران غیرنظامی قطار جعفر اکسپرس، یک شکست سنگین و شرم آور برای رتش پاکستان و سازمان استخبارات داخلی آن محسوب میشود.
اگرچه ارتش پاکستان تلاش کرد تا با دستبرد به آمار مرگ و میر ناشی از این گروگانگیری و نیز «موفق» جلوه دادن عملیات ارتش پاکستان برای آزادی مسافران قطار، از شدت شرم و شکست خود بکاهد؛ اما نفس این رویداد در کشوری که همواره صادرکننده ناامنی و تروریزم به کشورهای همسایه بوده، تکان دهنده بود و نشان داد که بحران امنیت پاکستان بسیار ریشهدارتر و فاجعه بارتر از آن چیزی است که تصور میشود یا وانمود میگردد.
در حالی که ناامنیهای مرگبار، هر ماه در پاکستان رکوردهای تازهای بر جای میگذارد مقامات پاکستانی همچنان انگشت اتهام را به سمت هند و طالبان نشانه میروند. همانگونه که در بالا نیز اشاره شد بعید نیست که ناامنیهای وحشتناک جاری در پاکستان، ابعاد منطقهای نیز داشته باشد؛ بنابراین دولتمردان سیاسی و استراتژیستهای نظامی و امنیتی پاکستان برای رمزگشایی از ناامنیها و رسیدن به یک راه حل پایدار ناگزیر هستند طیفی از سیاستهای چندجانبه را به اجرا بگذارند که نتیجه آن نه تنها انهدام هستههای اامنی و بیثباتی در داخل پاکستان باشد؛ بلکه همزمان به مهار و متوقف کردن جریان حمایت از گروههای تروریستی ضد دولتی در خارج از مرزها نیز منجر شود.
به طور مشخص، پاکستان باید تدابیر و تمهیداتی را روی دست بگیرد که در نتیجه آن هم طالبان به حمایت خود از همتایان پاکستانی شان پایان دهند و هم هند حمایت از گروههای جدایی طلب پاکستانی از جمله ارتش آزادی بخش بلوچستان را متوقف کند.
بنابراین، تدابیر دولتمردان پاکستان باید به طور مشخص رابطه رو به رشد طالبان و هند را هدف قرار دهند. به بیان دقیقتر، اسلامآباد نه تنها باید طالبان افغان را به آغوش پاکستان بازگرداند؛ بلکه مهمتر از همه اینکه آنها را در برابر هند قرار داده و دوستی کنونیشان را به دشمنی پیشین تغییر دهند.
علاوه بر این، پاکستانیها باید به اندازهای موثر عمل کنند که استفاده از طالبان پاکستانی از سوی بخشی از طالبان افغان علیه جناحهای رقیب در درون تشکیلات رژیم حاکم را متوقف کرده و همه جناحهای درگیر در داخل رژیم طالبان را به دست کشیدن از حمایت طالبان پاکستانی وادار سازند.
با توجه به این واقعیتها راهی سخت و دشوار و توان فرسا و چشمانداز تیره و غبارآلود در برابر دولتمردان سیاسی و جنرالهای نظامی پاکستان برای استقرار امنیت و بازگرداندن ثبات در این کشور بحران زده قرار دارد که دستیابی به صلح پایدار در آینده نزدیک را عملاً ناممکن مینماید.
عبدالمتین فرهمند - جمهور