کمیسیون عالی شیعیان افغانستان که توسط استخبارات طالبان ایجاد شده و در راستای ارائه خدمات به طالبان فعالیت دارد روز گذشته همایش بزرگ شیعیان در حمایت از نظام طالبان را در خیمه لویه جرگه برگزار نمود.
کمیسیون عالی شیعیان افغانستان چیست؟
از سال 1401 که کابل به دست طالبان سقوط کرد؛ افرادی از مردم شیعه به بارگاه طالبان تردد می کردند. این افرادِ پراکنده، خود را نمایندگان جامعه شیعه افغانستان معرفی می کردند و نامهای مختلف با بارِ مذهبی را بر خود می گذاشتند. برای طالبان اولاً سخت بود که تشخیص بدهد کدام فرد یا گروه از اینها نمایندگان شیعه هستند. دوم آنها متوجه شدند که تمام این افراد، آدمهای بی پشتوانه ای هستند که به شدت استعداد استخدام شدن را دارند.
باری مقامات طالبان از جمله ملابرادر، این واقعیت را صراحتاً بیان کرده بود که ما واقعا نمیدانیم کدام اینها راست می گویند؛ اینها هم خودشان را نماینده واقعی شیعه و هزاره معرفی می کنند و هم گروپ های غیر از خودشان را تخریب می کنند و سوابق منفی آنها را پیش ما بازگو می کنند!
این روَندِ بلاهتگونه موجب شد که این افراد و گروپ های کوچک توسط مقامات طالبان جدی گرفته نشوند و بواسطه اینها قدرت جامعه تشیع هم آسیب ببیند. همچنین با تکرار و امتداد این نوع جستکزدن ها، روزی تصمیم گرفتند با جمعی به دیدن مولوی عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات طالبان بروند.
تعداد کسانی که به دیدن مقام طالبان به ریاست استخبارات رفتند 44 نفر بودند. در آن ترکیب، افرادی همچون واعظ زاده بهسودی، صالحی مدرس، اسدالله سعادتی، محمد اکبری، عالمی بلخی، جعفر مهدوی، شریفی بلخابی، حسن فاضل زاده و... حضور داشتند. ملا وثیق در حد دقایق کوتاهی اینها را دیده و بعد آنها را به ریاست 495 استخبارات معرفی کرد.
رئیس اداره 495 استخبارات، فردی بنام مولوی امین الله وقار، آنها را به یک مدیریت که مربوط به قبایل و مردم تشیع می شد پاسکاری نمود. آنها جمیعا به مدیریت مذکور می روند و بعد از آن، سر و کارشان با فردی بنام مولوی ذکرالله قانت می افتد.
مولوی قانت یک مقام دون پایه طالبان از ولایت تخار بود که همه اینها را تحت یک کمیسیون بنام "شورای حل منازعات اهل تشیع" جمع کرد و خودش رئیس آنان شد. در کارته 3 یک دفتر گرفت و تا نزدیک دوسال این مولویِ طالبِ تخاری، رئیس این گروهک های پراکنده ی شیعه باقی ماند. او آنقدر گستاخ شده بود که صراحتا با هرنوع فعالیت شورای علمای شیعه و سایر نهادهای شیعی مخالفت می کرد و صراحتا دستور می داد که همگی بیایند و زیر نظر وی در شورای حل منازعات، فعالیت کنند. اغلب همین رجاله های سیاسی و مذهبی، تحت سرپرستی این ملای طالب جلسات می گرفتند و کمیسیون ها تشکیل می دادند و البته معاش هم دریافت می کنند تا مثلاً مطالبات مردم شیعه را مطرح کنند!
بعد از مدتها کمی هوش و مطالبه گری به سرِ اینها می زند که حالا باید یک شیعه رئیس این شورای شیعیان بشود. لذا از بین خودشان، محمدعلی اخلاقی وکیل سابق غزنی را انتخاب می کنند و نام شورای حل منازعات اهل تشیع را در مشوره با استخبارات طالبان به "کمیسیون عالی شیعیان افغانستان" تغییر می دهند. مجموعه فعالیت های این کمیسیون تا هنوز تحت فرمان و اِشرافِ استخبارات طالبان است. هرنوع فعالیت و هر برنامه شان را استخبارات طالبان، تعیین می کنند. برنامه ای که دیروز از آدرس اینها در تالار لویه جرگه برگزار شد، به دستور طالبان و با هزینه استخبارات بود و انتخاب سخنرانها آجندای نشست نیز با تشخیص و تعیین طالبان انجام شد. در چینش جای نشستن نیز، اینها را در صف اول نشاندند و خودشان در صف دوم نشستند.
این کلیت و ماهیت کمیسیونی است که روز گذشته تعدادی از مردم شیعه را برای حمایت از نظام طالبان به خیمه لویه جرگه بردند. مهمترین مسئله در این تحلیل، شناخت ماهیت برگزارکنندگان این نشست است که در بالا ذکر شد.
مسئله دوم: در این نشست بزرگ، طالبان با دیده درآیی ادعا کرده اند که تعصب قومی و مذهبی در حاکمیت شان وجود ندارد. سخنران های شیعه هم در لابلای تمجید از طالبان گویا مطالباتی را هم بیان کرده اند. اینها به معنای تغییر طالبان نیست؛ ولو که جای خالی مولوی عبدالکبیر را هم به یک مأمور شیعه بسپارند!
مسئله سوم که برای ما (بعنوان شیعه) بسیار سخت و سهمگین است؛ بازی بسیار بد و بی موقعِ این جماعت مأمورصفت است. ابتدا که طالبان آمده بودند و بسیار نابلد بودند، نگران بودند، هنوز به درستی مستقر نشده بودند، استوار نشده بودند، هیچ کار را نمی فهمیدند، شدیدا نیازمند حمایت بودند، یک جماعت از این مأمورصفت های شیعه، سوراخ به سوراخ به دیدن طالبان می رفتند و از آنان طلبگری می کردند. کار بسیار سخیف و غیرعقلانی و ضد شیعی بود. حالا هم که طالبان بین خودشان اختلاف دارند، تصفیه و تسویه حساب دارند، نگران هستند، از آینده خودشان خبر ندارند، بدروز هستند، در همین شرایط هم این عده می آیند و از آدرس مردم شیعه، به داد طالبان می رسند و هزاران انسان بی خبر از قضایا را به نفع طالبان و در خدمت طالبان به خیمه لویه جرگه می برند تا طالبان از این سیاهیِ لشکر به نفع خودشان بهره گیری کنند. این اوج رزالت علیه شیعیان است.
سوم: در لابلای این دو دوره، اینها از آدرس شیعیان به هربهانه آنقدر زبان به تملق از طالبان گشادند که عرق شرم بر جبین شیعیان در برابر مردمِ تحت ستمِ افغانستان جاری کردند.
افغانستان تنها طالبان نیستند. در افغانستان دهها میلیون انسان سنی و شیعه و تاجیک و ازبک و بلوچ و ترکمن و... زندگی می کنند که طالبان را لکه ننگ می دانند. جنایتکار می دانند، از آنها متنفر هستند و از حضور آنها رنج می برند. حتی اغلب توده های پشتون از طالبان متنفر هستند. بعد؛ این انسان های بی ننگ و بی خرد، از آدرس مردم شیعه، طالبان را تعریف و تمجید و توصیف می کنند. آیا به شما نباید گفت که شما مایه ننگ مردم ما هستید؟
خطاب به اینها باید گفت:
همین اکنون دهها هزار جوان در کابل و ولایت ها آماده قیام مسلحانه علیه طالبان هستند؛ حتی از میان خود طالبان در شمال و شمال شرق و شمالی و بلخ اگر قیام مردمی آغاز شود آنها علیه طالبان شورش می کنند؛ شماها ارزنی عقل و چشم ندارید که این واقعیت ها را ببینید؟ تا حالا بجز شما کدام طایفه و تباری چنین تجمعاتی به نفع طالبان برگزار کرده و این حد برای طالبان چاپلوسی کرده؟
شماها چرا شیعه و شیعیان افغانستان را در معرض چنین قضاوت بی رحمانه ای در میان دهها میلیون وطندار غیرشیعی ما قرار داده اید؟
کاش طالبان غیر از معاش استخباراتی و اپراتیفی، چیزی فراتر به شما می دادند که لااقل یک توجیه عقلانی از این حمایتگری از طالبان و دشمنی با مردم افغانستان می داشتید. کاش حداقل مذهب شما، زبان شما، هویت شما، قدرت شما و عزت شما را از شما نمی گرفتند.
انتخابِ مزدوری یا سروری، حق شماست؛ اما چرا چوب حراج به شیعه و شیعیان افغانستان می زنید؟ شما در کجای مذهب و در کجای قدرت، و در کجای نمایندگی از مردم ما هستید؟ چه کسانی به شما این حق را داده که از آدرس شیعیان افغانستان چنین خطاهایی مرتکب شوید و چنین حمایت هایی از دشمنان مردم ما بکنید؟
شما از آدرس شیعه ادعا کرده اید و من بعنوان یک شیعه حق دارم از یقه ی آلوده ی شما بگیرم که چرا از نام من و ما و از آدرس ما، از یک گروه جنایتکار این چنین حمایت می کنید؟ و حال که به بیعت طالبان درآمده اید، آدرس شیعه را از سرتان پس کنید و شیعه را برای خود شیعیان بگذارید.
طالب دشمن مردم ما و دشمن مذهب ماست و شما هم به طریق اولی دشمن ما و دشمن مردم ما و دشمن مذهب ما شده اید. حالا که از آدرس ما وارد میدان شده اید؛ باید مسئولیت ادعای تان را بپذیرید. مردم ما همدستی و همداستانی شما با طالبان را می بینند و در مورد شما قضاوت و عمل خود را خواهند داشت. گرفتن و خرج کردن پول های کثیف طالبان، یک روی سکه است؛ روی دیگر سکه؛ نگاههای دقیقِ مردم ما و عذاب و رنجی است که مردم ما می کشند. اینگونه خوردنها و گرفتن ها، جواب دادن ها هم دارد.
حسینی مدنی-
خبرگزاری جمهور